الشيخ محمد هادي معرفة
30
علوم قرآنى (فارسى)
وصف مىكنيم كه براي مفاهيمى وضع شده كه از دايرهء محسوسات فراتر نرفته است . بنابراين موضوع همچنان بر ما پنهان مىماند . تعبيرات در اين باره جنبهء استعاره وتشبيه داشته وبه مجاز وكناية مىماند ، وهرگز اين تعبيرات حقيقي وواقعنما نيستند . پس گرچه پديدهء وحى قابل قبول بوده وپايهء ايمان را تشكيل مىدهد ، ولى قابل وصف ودرك حقيقي نيست . در واقع وحى صرفا يك پديدهء روحي است كه فقط براي كساني قابل درك است كه اهليّت وشايستگى آن را دارند . كيفيت نزول وحى پيامبر صلّى اللّه عليه وآله هنگام نزول وحى مستقيم ، بر خود احساس سنگينى مىكرد ، واز شدت سنگينى كه بر أو وارد مىشد بدنش داغ مىشد ، واز پيشانى مباركش عرق سرازير مىگشت . اگر بر شترى يا اسبى سوار بود ، كمر حيوان خم مىشد وبه نزديك زمين مىرسيد . علي عليه السّلام مىفرمايد : « موقعى كه سورهء مائده بر پيامبر نازل شد ، ايشان بر استرى به نام « شهباء » سوار بودند . وحى بر ايشان سنگينى كرد ، بهطورىكه حيوان ايستاد وشكمش پايين آمد . ديدم كه نزديك بود ناف أو به زمين برسد ، در آن حال پيامبر از خود رفت ودست خود را بر سر يكى از صحابه نهاد . . . » « 1 » . عبادة بن صامت مىگويد : « هنگام نزول وحى گونههاى پيامبر صلّى اللّه عليه وآله در هم مىكشيد ورنگ أو تغيير مىكرد . در آن حال سر خود را فرومىافكند وصحابه نيز چنين مىكردند » « 2 » . گاه مىشد كه زانوى پيامبر بر زانوى كسى بود ، در آن حال وحى نازل مىشد ، آن شخص تحمل سنگينى زانوى پيامبر را نداشت . ما نمىدانيم چرا پيامبر صلّى اللّه عليه وآله دچار اين حالت مىشد ؛ چون از حقيقت وحى آگاه نيستيم . براي تفصيل بيشتر مىتوان به كتابهايى كه دربارهء وحى وكيفيت آن نگاشته شده است مراجعه كرد « 3 » . در طول تاريخ گروهى از معاندان سعى نمودهاند با ساختن داستانهاى بىاساس وموهون ، أصل مهمّ وحى را زير سؤال ببرند . آنان در اين راستا افسانههايى در
--> ( 1 ) تفسير عياشى ؛ ج 1 ، ص 388 . ( 2 ) طبقات ابن سعد ؛ ج 1 ، ص 131 . ( 3 ) ر . ك : محمد هادي معرفت ؛ التمهيد في علوم القرآن ؛ ج 1 ، ص 66 به بعد .